دردانه عزیزمان نذر دردانه فاطمه (س)

اللهم ارزقنی وَلَداً واجعَلهُ تقیاً زکیاً لیس فی خَلقِهِ زیادهٌ و لا نُقصانٌ و اجعل عاقبتَهُ الی خیر

پست ثابت

 رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ اَلدُّعاءِ، (آل عمران، آيه 38)
 

 رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اِجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً (فرقان، آيه 74)
 

 ربِّ اِجْعَلْنِي مُقِيمَ اَلصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ (ابراهيم، آيه 40)

 

مسافر شیرین و نازنین ما به وصال چشمان منتظرمان رسید...

خدایا ما را در تربیت صحیح و الهی این فرشته ی معصوم یاری .. و این امانت عزیز را در سایه ی

 اهل بیت ع حفظ فرما...آآآمین.

ماشالله و لا حول ولا قوه الا بالله...

الحمدلله علی کل نعمه....

پیشاپیش تولدت یه آسمون مبارک......

میوه ی دل مامان و بابا....عشق کوچولوی من... نفس شیرینم، عمر قشنگ مامان...پسر نازنینم...عزیز دل مامانی   تولد قشنگت و سالروز ورودت به زندگی دونفرونه مون و آوردن یه دنیا شادی و دلخوشی به جمعمون یه عااااالمه مباااااارک یک سال به سرعت برق و باد با همه ی شیرینی ها و سختی هاش گذشت و تو الان یه وروجک یک ساله ی شیطون و خوشمزه شدی دورت بگردم  امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی،و همیشه اونطوری که خدای مهربون میپسنده زندگی کنی عزیز دلم                         &n...
22 تير 1393

محض فراموش نشدن...

سلااااااااااااااااااااااااااااااااامی چو بوی خوش آشنایی... سلام به همه ی دوستای عزیزم که یه عااالمه دلم برای همتون تنگ شده... از منزل خانواده ی همسری فقط اومدم چندتا عکس از حسین جان بذارم.... فقط قبلش خودم میگم که کلی لاغر شده...دعواام نکنید..بخدا تقصیر من نیست... در تدارک تولد 1 سالگیش هستم،اما قصد ندارم مفصل بگیرم..در حد افطاری و کیک... تا ببینیم خدا چی میخواد.... یه کوچولو هم در مورد پسری برا یادگاری: حسین جان 2تا دندون فسقلی پایین داره..بحول قوه ی الهی نه چهار دست و پا میره،نه هیچ اقدامی برا راه رفتن میکنه...فقط عشق این و داره که دستاشو بگیریم بدوه.. یا بایسته لبه مبل.. دست میزنه..خییییییلی خوشکل سینه میزنه و الهی شک...
6 تير 1393

کوچ اجباری و خماری در نبود اینترنت

سلاااااااااااااااام ما به منزل جدید رفتیم با همه ی سختی های کم و بیش اش... اینترنت هم نداریم فقط اومدم یه خبری بدم...ببخشید پیام هارو بدون جواب تایید میکنم.... ایشالا سر فرصت با کلی خبر میام... ...
22 فروردين 1393

شیرینی اسباب کشی

سال جدید همگی مبارک.. وسط جمع کردن اثاث و  وسایل اومدم بگم حسین جان تو روروئک کاملا می ایسته وهمش با اوه اوه گفتن حرف میزنه ،لبش و یه حالت خوشکل میکنه و متفکرانه تند تند میگه اووه...اووه ... وسطش هم وقتی خسته میشه میگه اوووف...  خودش پستونکشو از هرجایی که نزدیکش باشه پیدا میکنه و میذاره دهنش وقتی هم برعکس باشه درش میاره و درستش میکنه.. شبا حتما باید پیشم باشه و دستش رو صورتم...اینقد با صورتم بازی میکنه تا خوابش ببره تو بغلم... بعد توی خواب هم اگه ازش دور باشم مثه این دور از جون نابیناها دنبالم میگرده...الهی دورت بگردم عشق شیرینم...حتی بابایی رو هم قبول نداره.. تو مهمونی ها اگه چیزی بگیرن جلوش و صبر نکنن  که برداره کل...
9 فروردين 1393

اتمام 7 ماهگی... و انشالله شروع یه ماه قشنگ

عشق مامان ٧ ماهگیت یه عااالمه مبارک..... وارد هشتمین ماه با هم بودن شدیم ماهی که خودتم میدونی مامانی عاشق عددشه..شاید بخاطر معصومیت تو آخر 8 ماهگیت، و سال تحویل پیش آقا باشیم... از لحاظ عقل دنیا بین ما که هیچی جور نیست..ولی ما ریزه خوار آقاییم و چشم مون به لطف و مهربانی بی حدشونه .. حس و حال نوشتن ندارم... غذا نمیخوری و بنظرم داری لاغر میشی....  سوپ دوست نداری و به سرلاک هم حساسیت داری.... قربونت برم...پسرم غذای صهیونیستی بهش نمیسازه  فقط فرنی ...تازه اونم با آرد برنج خونگی مامان ساز عاااااااشقتم مامانی... بشدت بازیگوش و شیطون شدی و از شدت شیطنت چشای خوشکلت برق میزنه.. الهی دورت بگرد...
1 اسفند 1392